تبليغاتX
دفترچه ممنوع
دل نوشته هاي ما
خورررررررر پووووووووف خوررررررررررر پوووووووووووووف ديگر شير چكه نمي كند گربه روي كولر نمي پرد كتري زوزه نمي كشد چوب لباسي نمي لرزد و كسي با قفل در ور نمي رود خورررررررررررررررررر پووووووووووووووووووف از پشت شانه هاي بلندت براي چوب لباسي ادا در مي آورم و براي درخت هايي كه عروس شده اند كاش زمستان تمام نشود آهاي خرس مهربان خرناس كن خورررررررررررررر پوووووووووووووووووف لبهايم شده است كندوي عسل و توي استواي آغوشت مي رقصم دور از چشم زمستان..........
+ نوشته شده در  یکشنبه 15 بهمن1385ساعت 7:44 بعد از ظهر  توسط افسانه و سهراب  |