دلم خنک شد
وقتی این همه عجله داری داری برای رفتن
باید هم کفشهایت را جا بگذاری توی چشمهایم
حالا پیاده برگرد
من که محال است این کفش ها را پس بدهم
حریف چشمهایم نمی شوم
RSS